الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
146
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اعراب لتجدن : لام قسم . نون براى فرق گذاشتن ميان حال و آينده است . عداوة : تميز نسبت . يَقُولُونَ رَبَّنا : در محل نصب و حال يعنى : « قائلين ربنا » لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ : حال . يعنى : « اى شيئى لنا تاركين الايمان . . . » مِنَ الْحَقِّ : « من » براى بيان است يعنى « الجائى لنا الذى هو الحق » برخى گفتهاند : براى تبعيض است . شأن نزول و داستان اين آيات ، دربارهء نجاشى و اصحابش نازل شد . مفسران گويند : - قريش تصميم گرفتند كه مسلمانان را در فشار گذارند . از اين رو قرار بر اين شد كه هر قبيلهاى افراد مسلمان خود را مورد آزار و شكنجه قرار دهد . اين برنامه ، با كمال خشونت آغاز شد . گروهى از مسلمانان گرفتار شدند و گروهى از خطر رستند . خداوند پيامبر را بوسيلهء عمويش ابو طالب ، حفظ كرد . هنگامى كه پيامبر احساس كرد كه مسلمانان در فشار هستند و هنوز بجهاد مأمور نشده است ، آنها را مامور كرد كه به سرزمين حبشه روند . فرمود : - در آنجا پادشاهى صالح است كه ستمش به كسى نمىرسد و در قلمرو او كسى را يارى ستمگرى نيست . به آنجا برويد ، تا خداوند فرجى كند . مقصود پيامبر از « پادشاه صالح » نجاشى است كه نامش « اصحمه » يعنى « عطيه » بود . نجاشى لقب پادشاهان حبشه بود مثل « خسرو » براى ساسانيان و قيصر براى امپراطوران رومى و تبّع براى پادشاهان يمن . بر طبق اين دستور يازده مرد و چهار زن مسلمان ، مخفيانه ، رهسپار حبشه شدند عثمان و همسرش رقيه دختر پيامبر ، زبير بن عوام ، عبد إله بن مسعود ، عبد الرحمن بن عوف ، ابو حذيفه بن عتبه و همسرش سهله ، سهل بن عمرو ، مصعب بن عمير ، ابو سلمه و